الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
62
الغدير ( فارسي )
نخستين روزش حريصانه آغاز به كارهائى كرد كه احساسات را بر عليه خود برانگيخت و دلها را به نگرانى انداخت ايشان را به گردنكشى و دشمنى نسبت داد و گفت راستى كه دهكدهها و كشتزارهاى عراق ، باغستانى است براى كودكان قريش . آن گاه همين كودك است كه به هاشم بن عتبه ى مرقال يعنى همان بزرگ يار پيامبر و همان نيك مردى ايراد مىگيرد كه در جنگ صفين پرچمدارى على با او بود و يكى از دو چشمش را در روز جنگ يرموك از دست داد و سپس در سپاه على شهيد شد و در گذشت . ابن سعد مىنويسد : يك بار سعيد در كوفه گفت : كدام يك از شما ماه نو را ديدهايد ( و اين را براى آن پرسيد كه ببيند ماه رمضان تمام شده يا نه ) مردم گفتند ما نديدهايم هاشم بن عتبة بن ابى وقاص گفت من آن را ديدهام سعيد به او گفت تو با اين يك چشمت بوده كه از ميان همه ى مردم آن را ديدى . هاشم گفت : مرا به چشمم نكوهش مىكنى كه آن را در راه خدا از دست دادهام - چرا كه چشم او در روز يرموك آسيب ديده بود - صبح كه شد هاشم در خانه اش افطار كرد و مردم نزد او چاشت خوردند و چون خبر به سعيد رسيد كس به سراغ او فرستاد و كتكش زد و خانه اش را بسوخت چه گستاخ كرده است پسر عاص را بر اين بزرگمرد از بزرگ ياران پيامبر كه او را كتك مىزند و خانه اش را مىسوزاند كه چرا دستور العملى را كه درباره ى ديدن ماه رسيده اجرا كرده است مگر نه پيامبر مىگويد : هلال را كه ديديد روزه را آغاز كنيد و هلال را كه ديديد روزه را بشكنيد و به عبارتى : با ديدن آن روزه بگيريد و با ديدن آن روزه را بشكنيد ( 1 ) . هاشم مرقال نمىدانست كه دستورها و هوسهاى آن فرمانروايان حتى در مورد ديدن ماه نيز گرد و خاك بايد بكند و گواهى دادن به آن ، گاهى از تبهكارىهاى نيامرزيدنى شناخته مىشود و سياست روز حتى در گواهىهاى مردمان نيز دخالت مىكند و كسانى كه گرايش به على داشته باشند گواهى ايشان پذيرفته نيست . يك بار مردم كوفه از دست او شكايت به خليفه بردند و او اعتنائى نكرد و
--> ( 1 ) صحيح بخارى ، صحيح مسلم ، سنن بو داود ، سنن دارمى ، سنن نسائى ، سنن ابن ماجه ، سنن بيهقى